اختلال هویت جنسی:دکتریوسفی
دلایل بوجود آمدن اختلال هویت جنسی
= وجود تمایلات همجنس گرایانه پنهان در والد جنس موافق و القاء این تمایلات به فرزندان خود بصورت غیر مستقیم یا مستقیمعامل مهم در ایجاد بی هویتان جنسیتی می باشد.
= برخی از والدین از جنسیت کودک خود راضی نبوده واین امر را بوسیله سخن ،نگاه یا شیوه های برخورد با فرزندشان بروز می دهند. و با پوشاندن لباس های جنس مخالف و آرایش انها بصورت جنس مخالف و تشویق فرزندان در این راه باعث انحراف آنان می گردند.
= وجود والد همجنس پرخاشگر که رابطه عاطفی را از فرزند خود دریغ داشته که اکثرا ناشی از افسردگی و ناراحتی های روحی والد هم جنس بوده و نتیجتا فرصت همانند سازی مناسب با والد جنس مخالف را ایجاد کرده است.
= نزدیکی بیش از حد والد جنس مخالف با فرزنددر حد تماس بسیار نزدیک پوستی (مادر با پسر یا
پدربا دختر) که سببب روابط عاطفی زیاد و همانند سازی شدید با والد جنس مخالف گردیده است.
= تجربه صحنه های آمیزشی جنسی در دوران کودکی با دیدن ، شنیدن صدا یا هر نوع حرکت و بو و غیره می تواند تثبیت شود و عامل سازنده تعارضات روانی در همانند سازی کودک با پدر یا مادر گردد.
بسیاری از افراد مبتلا به اختلال هویت جنسی از نظر اجتماعی منزوی هستند.
برای تشخیص اختلال هویت جنسی می توان به حرکات و رفتار فرد که نشانگر تمایل او به اینکه می خواهد
از جنس مخالف باشد و یا اصرار داشته باشد که از جنس مخالف است و مباردت به پوشیدن لباسهای زنانه و یا لباسهای مردانه می نماید و بدین طریق می خواهد کمبود جنسیتی و یا تحقیرهای توسط دیگران را پاسخ
دهد.
هویت جنسی چیست؟
احساس زنانگی یا مردانگی هر فرد از خودش، هویت جنسی گفته می شود.
به عبارت دیگر، اين افرد از دوران كودكي با ساير همسن و سالان پسر یا دختر متفاوت بوده به نحوي كه
اعتقاد درونی شخص به این مسئله که او فردی مونث یا مذکر، دو سوگرا یا خنثی می باشد تقویت می شود..
اختلالات جنسی به چند حالت قابل بررسی می باشد. مردم ولی مغزم زن است! اگر پیغمبر هم بگوید مردی می گویم زنم! فکر می کنم پسر ها حرفم را نمی فهمند ولی دختر ها که از جنس خودم هستند حرفم را می فهمند. در خانه به تنهایی آرایش می کنم ولی قبل از آنکه کسی بیاید آن را پاک می کنم...
اختلال جنسی به چند روش قابل بررسی می باشد.
۱-نقش جنسی ۲- همجنس گرائی ۳- گرایش جنسی ۴ - دگر جنس گرائی ۵- دوجنس گرائی ۶- بی جنسی یا بی جنس گرائی ۷-تراجنسی
نقش جنسی چگونه رفتاری است؟
هویت جنسی حاصل ترکیب سه عامل بیولوژیک، زیستی- روانی و واکنش های روانی نسبت به محیط، مخصوصا آثار و مفاهیم مربوط به والدین و دیدگاههای اجتماعی است.
تفریحی، آموزشی
در حدّي که هر اجتماعي برتفاوت ميان انواع شخصيت تاکيد مي گذارد، به طوري که هر گروه سني خاص يا طبقه خاص و يا گروه جنسيِ خاص بتواند هدف هايي را دنبال کند که در جوامعي ديگر مجاز نباشد يا مورد توجه قرار نگيرد، مشارکت هريک از افراد جامعه در امور آن به مراتب غني تر خواهد بود. اختصاص دادن تحکم آميز نوعي لباس خاص، شيوه هاي خاص، واکنش هاي اجتماعي خاص، به افرادي که در طبقه اجتماعي خاصي متولد شده باشند، از جنسيتي خاص باشند، يا رنگ خاصي داشته باشند، و يا کساني که در روز خاصي از هفته متولد شده باشند، با خصوصيات چهره خاص، همه و همه ناقضِ موهبت استقلال افراد است، اما البته سبب غني شدن فرهنگ مي شود. افراطي ترين جامعه اي که گسترش پيچيدگي عظيمي را به بهاي از دست رفتن فرديت اشخاص به دست آورده هندوستان تاريخي است، که هزاران ويژگي رفتاري، گرايش هاي ذهني، و حرفه اي را به صورت انعطاف ناپذيري با تصادف تولد درهم آميخته است. در آنجا به هر فرد تضميني در مورد يک سلسله نقش ها و پاداش متولد شدن در يک جامعه بسيار درهم پيچيده داده مي شد، اگر همه تضمين بيچارگي.
از آن گذشته، زماني که موقعيت کجرويِ فردي را درجوامع تاريخي در نظر مي گيريم، متوجه مي شويم آنان که در جوامع پيچيده با جنسيت و طبقه عوضي متولد شده اند براي امکان رشد شخصيتشان داراي وضعيت بهتري هستند تا افراد مشابه آنها در جوامع ساده که کاربردي براي موهبت خلق و خوي خاص آنها ندارد. زني خشن، در جامعه اي که خشونت را مختص مردان مي داند، اشرافزده اي پُر شر و شور در فرهنگي که بروز عواطف را مختص طبقه رعايا مي داند، فردي (مسيحي) که شديداً به مناسک مذهبي متمايل است در کشوري که نهادهاي کاتوليک هم دارد، پروتستان بار مي آيد هريک از اين افراد مي توانند بروز احساساتي را که خود از ابرازش منع شده اند در گروهاي ديگري از اجتماع بينند. و فرد در ميان اين گروه ها، به صرف وجود چنين ارزش هايي که براي او مطلوب است ولي به دليل تصادف تولد برايش دست نيافتني است، مي تواند نوعي حمايت بيابد.ا ين براي کسي که به نقش تماشاگري عاريتي اکتفا کند و يا از دارا بودن وسائلي که تخيلش را بپروراند راضي شود، مي تواند کافي به نظر برسد. اينها مي توانند مثلا در طول يک رژه از پياده رو، يا در ميان تماشاگران يک تئاتر يا در شبستان يک کليسا، شاهد تجربه اي باشند که شخصا از بيان مستقيم اش منع شده اند. براي کساني که زندگي عاطفي شان دچار قحطي است، سينما جايگزين ناشيلنه اي است ولي در جوامع پيچيده تر براي فردي که از جنسيت يا طبقه يا گروه حرفه اي خودش بيرون افتاده امکانات جبران کننده ظريفتري در هنر و ادبيات، وجود دارد.
با وجود اين، سازگاري جنسيت مسئله تماشاگر بودن نيست، بلکه موقعيتي است که منفعل ترين افراد نيز اگر بخواهند در زندگي روزانه سهمي داشته باشند، بايد در آن شرکت کنند. در حالي که محاسن پيچيدگي ها را در مي يابيم- همان ماجراهاي جذاب و جالبي که براساس تصادف تولد شکل مي گيرند- بهتر است از خودمان بپرسيم: آيا بهاي بيش از حد سنگيني را نبايد بپردازيم؟ آيا نمي شود زيبايي و تناقضي را که در پيچيدگي وجود دارد به نحوي ديگر به دست آورد؟ اگر اصرار جامعه بر تفاوت شخصيت دو جنسيت حاصلش اين همه اغتشاش است، اين همه کجروي هاي غم انگيز، اين همه اختلال جهت يابي، آيا مي شود جامعه اي را مجسم کرد که اين تمايزها را کنار بگذارد بي آن که ارزش هايي را که هم اکنون بر آنها متکي است، از دست بدهد.
از نظر تاريخي، فرهنگ ما براي آفرينش ارزش هاي متضاد و غني، متکي به بسياري تفاوت هاي مصنوعي بوده است، که شاخص ترين آنها جنسيت است. تنها با حذف اين تفاوت ها نيست که اجتماع الگوهايي به دست مي آورد که هر استعداد فردي مقام خود را بيابد به عوض آن که احباراً به قالبي ناجور درآيد. اگر در پي يافتن فرهنگي غني تر هستيم، غني از نظر ارزش هاي متفاوت، بايد لزوما تمام گستره امکانات بالقوه انساني را بشناسيم، و درنتيجه ساختار اجتماعي مان با اجبار کمتر توام باشد، ساختاري که قابليت هاي گونه گون انساني درآن مقامي مناسب مي يابد.
EMAM ALI: Oh man you are always changing every moment of flash of light.Think twice,what have you heard, said and done?if two days of yours are the same you decay.If water stays still it becomes lagoon,that is , lagoon is dead