تشخیص اختلالات یادگیری:دکتر یوسفی
- پیشینه كاوی
- مشاهده ی بالینی
- آزمون های غیررسمی
- آزمون های میزان شده ی رسمی
تفسیر نمرات آزمون
كمّی سازی ناتوانی یادگیری
فرایند تشخیص – آموزش، همان طور كه از عنوان آن پیداست شامل دو قسمت تشخیص و آموزش است. منظور از تشخیص در زمینه ی ناتوانی های یادگیری عبارت است از مورد شناسی و فنون مصاحبه، مشاهدات بالینی و به كارگیری آزمون های میزان شده ی رسمی و غیررسمی كه طی این فصل مطرح می شوند. مباحث مربوط به قسمت دوم این فرایند یعنی «آموزش» نیز در فصل پنجم خواهد آمد.
تشخیص و آموزش اجزاء به هم پیوسته فرایند مداومی است كه از طریق آن تلاش می شود با درك كودك به او كمك شود تا یاد بگیرد. برنامه ی تدریسی كه فقط به آموزش مهارت ها با روال عادی تاكید ورزیده و بدون آن كه به اطلاعات تشخیصی در مورد مساله خاص و بی همتای هر كودك توجهی داشته باشد، نه تنها سعی باطلی است، بلكه امكان دارد لطماتی نیز به كودك وارد آورد. همین طور، چنان چه تشخیص نیز، رهنمودهای كافی را در دستیابی به شیوه های عملی و راهبردهای مفید برای كمك به یادگیری كودك در اختیار بگذارد و فقط به این منجر شود كه به هر حال انگی را با نام (نارسا خوان) یا امثال آن روی طفل بزند، به تنهایی كاری از پیش نخواهد برد. و به همین دلیل است كه دانش امروز، در تعاریف و اصطلاحات نو پیدای خود به رابطه متقابل تشخیص و درمان، توامان به صورت یك فراگرد كل تاكید می كند، اصطلاحات و تعاریفی نظیر: آموزش تشخیصی، تشخیص علاج بخش، تشخیص – درمانگر روانی تربیتی گویای همین مطلب است.
یادآوری این نكته نیز ضروری است كه فعالیت های مربوط به دو زمینه ی آموزش و تشخیص، به میزان وسیعی تحت تاثیر افق فكری و چارچوب نظری معلم و تشخیص گر شكل می گیرد. در بخش سوم این كتاب از تئوری های مختلفی در خصوص ناتوانی های یادگیری بحث می شود كه حاكی از این تاثیرات است.
فرایند تشخیص
كودكان ناتوان در یادگیری گروه ناهمگنی را تشكیل می دهند. گستره وسیع، درجه و نوع اختلالات یادگیری مستلزم شیوه های متنوع و فنون تشخیص است. مثلا برای كودكی با اختلال شدید و پیچیده، تشخیص كامل و جامع تیم تخصصی لازم است، در حالی كه كودك دیگری كه مواجه با مسائل خفیف تری است، با آزمایش های جزئی متخصص روان شناسی تربیتی، یا ناتوانی های یادگیری ممكن است مورد درمان قرار گیرد گاهی اوقات متخصص ناتوانی های یادگیری، كودكی را پس از آن كه از سوی سایر رشته ها مورد معاینه و تشخیص قرار گرفته ، مورد پذیرش قرار می دهد. در این صورت برگ معاینه او حاوی منابع و اطلاعات تشخیصی است، و اما وقتی متخصص ناتوانی های یادگیری اولین مرجع معاینه باشد، به اطلاعات تشخیصی سایر رشته ها نیز نیازمند است. كه ترتیب مراجعه وی به دیگر مراجع تشخیصی داده می شود.
هدف از تشخیص، جمع آوری اطلاعاتی است كه در طراحی یك برنامه آموزشی متناسب با یادگیری كودك به كار می آید. البته مراحل فراگرد ارزیابی تشخیصی توسط كر (۱۹۶۵بیت من (۱۹۶۵) و دیگران توصیف شده است. هر یك از این مراحل به متغیرهای زیادی وابسته است. متخصص هر كدام از رشته ها، داده ها و اطلاعات لازم در هر مرحله را فراهم می آورد. متخصص ناتوانی های یادگیری نیز مسئولیت تلفیق این اطلاعات را برعهده دارد. اكثر صاحب نظران، مراحل زیر را در مسیر تشخیص ضروری می دانند:
۱- آیا كودك واقعا ناتوانی یادگیری دارد؟
اكثر تعاریف ناتوانی یادگیری به طور ضمنی بین آن چه كودك عملا یاد می گیرد و آن چه وی باید و می تواند یاد بگیرد تفاوت قائلند. یادگیری عملی او از طریق اندازه گیری فعالیت های روزمره اش بدست می آید، در حالی كه تعیین كردن سطح آن چه كه وی باید و می تواند یاد بگیرد از راه سنجش توان و ظرفیت فراگیری وی حاصل می شود. شماری از طرق تعیین این سطح اختلاف، در آخرین قسمت همین فصل تحت عنوان «كمّی سازی ناتوانی یادگیری» مورد بحث قرار گرفته است.
وجه دیگری از اختلاف فوق را می توان از راه تحلیل روابط میان خرده مهارت های موجود در كاركرد ذهنی طفل بدست آورد. بدین معنی كه بروز انگاره ی ناطراز (نمونه های رفتار در شكل ناهماهنگ كه به رشد نامتعادل فراگردهای ذهنی مربوط می شود) حاكی از این مطلب است كه وجود نوعی ضعف و نارسایی در كاركرد ذهنی طفل وی را از دستیابی به تمامی ظرفیت و توان یادگیری خود باز می دارد. رسم نیم رخی از نمرات خرده آزمون كه از اجزای آزمون های معتبر بدست آمده، در تشخیص انگاره های ناطراز كاركرد ذهنی می تواند مفید واقع شود.
۲- سنجش میزان تلاش و پیشرفت
باید معلوم شود كه وی در كدام زمینه های خاص مواجه با شكست و در چه سطوحی متوقف گردیده است. مثلا، برای تعیین سطح پیشرفت فعلی او در خواندن، آزمون مربوط بعمل می آید. قدم دیگر در مرحله ی تشخیص، تعیین حدود مشكل یادگیری است، این كه آیا اختلال یادگیری او به كدام یك از مسائل ادراك، حافظه، یا زبان مربوط می شود. یا این كه وی دارای مساله شناختی است؟ تا بدین ترتیب تعیین شود كه اختلال در چه زمینه ای گسترش دارد. ارزیابی عملكرد این حیطه ها با استفاده از اطلاعات و داده های بدست آمده از مشاهدات بالینی، آزمون های غیررسمی و سنجه های میزان شده انجام می پذیرد.
۳- تجزیه و تحلیل یادگیری كودك:
كودك در آمایش اطلاعات چه شیوه هایی را به كار می بندد؟ تعیین تئوری و چارچوب نظری كه براساس آن تشخیص گر، كودك را مطالعه می كند، اثر مهمی در تحلیل نحوه یادگیری كودك خواهد داشت. در این مرحله سوالاتی مطرح می گردد: آیا مشكل كودك كدامیك از موارد دریافت، ببان یا آمایش و همخوانی اطلاعات را شامل می شود؟ قدرت و ضعف او در یادگیری های مربوط به تكالیف بینایی، شنوایی و به كارگیری مرتبط حواس مختلف تا چه اندازه است؛ چه ویژگی های رفتاری دارد؟ چگونه با مشكل یادگیری مبارزه می كند؟ برای مثال؛ با لغات جدید در خواندن چگونه برخورد می كند و چه نوع خطاهایی انجام می دهد؟ داده های این چنین تحلیلی را می شود از طریق مشاهدات غیررسمی و یا آزمون های میزان شده بدست آورد.
۴- كشف مانع فراگیری:
با این كه در این مورد، برقراری یك رابطه دقیق علت و معلولی مشكل است و شاید نتایج حاصل از این طریق نیز مستقیما به طراحی درمان ارتباط نداشته باشد، لكن توجه به تمام علل ممكن در مشكل یادگیری مثل عوامل مسبب دیگر سودمند است. از این رو عامل های عاطفی، محیطی، روانی باید مورد توجه قرار گیرند. كسب داده های منابع مختلف نظیر پیشینه كاوی آزمون ها و مشاهدات غیر رسمی، و آزمون های رسمی میزان شده در تشخیص این عوامل موثرند.
گاهی دیده شده است كه دسته ای از عوامل و خصائص، سند رومی تشكیل می دهند كه به تحلیل مفید و طرح تدریس عملی منجر می شود. مثلا، دسته ای از عوامل عضوی ممكن است شامل علائم خفیف اختلال در كاركرد عصبی، اختلالات حركتی، عملكرد ضعیف در آزمون های حركتی و نمرات پایین در خرده آزمون های مربوط به جهت یابی فضایی شود. مجموعه دیگری از همبستگی علائم ممكن است در اشاره به نقیصه ی آمایش شنوایی باشد. این مجموعه می تواند شامل:رشد بطئی زبان، بدل های لفظی، عملكرد ضعیف در حساسیت شنوایی و آزمون های تركیب اصوات، حافظه ضعیف شنوایی، بدخوانی و ناتوانی در یادگیری آواها باشد.
۵- مقابله و تفسیر داده ها و تنظیم پیش فرض تشخیص:
پیش فرض ، موارد فوق و نیز نكاتی را شامل می شود كه به برنامه ریزی آموزشی مربوط است. در این رابطه، از اصطلاحات فنی تا آن جا كه مقدور است باید پرهیز شود. نظر شخصی در باره هر كدام از حیطه های ویژه ناتوانی باید با محك سنجه های عینی و مشاهدات بالینی مورد ارزیابی قرار گیرد. با تكیه به نمره فقط یك خرده آزمون كه براساس نمونه گیری تصادفی بدست آمده، نمی توان اقدام به تشخیص كرد. بعلاوه، رابطه ی هر حیطه خاص و ساده ی ناتوانی بایستی با سندروم وسیع تری مورد امتحان قرار گیرد. بدیهی است كه به هر حال تنظیم یك پیش فرض، از دیدگاه نظری تشخیص گر متاثر خواهد بود.
۶- تهیه و تنظیم یك طرح آموزشی براساس پیش فرض:
این طرح طوری تنظیم شود كه زمینه های قدرت و ضعف كودك و پیشنهاد شیوه ها و راه حل های مناسب آن را در برداشته باشد. بسیاری از صاحب نظران بر این اندیشه اند كه راهبردهای آموزش باید دارای طرح هایی باشد كه آموزش را آن چنان بكار گیرد تا با استفاده از نقاط قدرت طفل، در ترمیم و بازسازی نقاط ضعف او موثر افتد. همچنین برنامه ریزی چنان راهبردهایی می طلبد كه تشخیص گر بواسطه آن به دانش وسیعی در زمینه روش ها، مواد و شیوه ها، برنامه های درسی مراحل رشد كودك و مهمتر از همه خود كودكان دسترسی داشته باشد. وقتی مراحل نخستین فراگرد تشخیص تحت تاثیر چارچوب نظری شكل گرفت، طرح های آموزش نیز به همان سان تحت تاثیر خواهند بود.
تشخیص امر مستمری است كه به موازات كسب اطلاعات بیشتر در طی آموزش و تغییر وضع و شرایط كودك در جریان یادگیری مورد تجدید نظر و اصلاح قرار می گیرد. از این رو تشخیص نیازمند ارزیابی تازه و مداوم است، و همان طور كه گذشت برای تكمیل هر مرحله از فراگرد تشخیص داده ها و اطلاعاتی لازم است تا اساس تصمیمات و مبنای اقدامات ما را فراهم سازد.
داده های لازم برای تشخیص
داده های مورد نیاز تشخیص از چهار مسیر به دست می آید:
۱- پیشینه كاوی و مصاحبه ۲- مشاهدات بالینی ۳- آزمون های غیر رسمی ۴- آزمون های میزان شده رسمی.
در عمل این چهار روش جدا از یك دیگر نیستند، بلكه غالبا مكمل هم دیگرند و با هم به كار برده می شوند. بدین معنی كه كاربرد یك شیوه ممكن است شیوه های دیگر را ایجاب كند. مثلا به دنبال مشاهدات بالینی دقیق استفاده از آزمون های میزان شده خاصی ضرورت پیدا می كند. و یا بیان نامفهوم همزمان با ناتوانی مكرر در فهم بیانات آزمایشگر می تواند نشان دهنده مشكل شنوایی بوده و منجر به تصمیم گیری در اجرای آزمون های میزان شده ی حساسیت و تمییز شنوایی گردد. ما در بحث خود از چهار حیطه یا روش گردآوری داده ها، برای شناخت بهتر،مجبوریم آن ها را جدا از هم مورد مطالعه قرار دهیم.
در یك شیوه ی میان رشته یی، هر یك از متخصصان می توانند اطلاعات تشخیصی مورد نیاز را از طریق هر یك از این فنون بدست آورند. برای مثال، پزشك می تواند با مطالعه تاریخچه پزشكی، مشاهده كودك از طریق آزمایش پزشكی و آزمون های میزان شده طبی، اطلاعات مورد لزوم را بدست آورد.
پیشینه كاوی
پیشینه كاوی بینش و اطلاعات و مداركی را در باره سوابق و مراحل رشد كودك بدست می دهد، و مواردی را به شرح ذیل شامل می شود و معمولا از طریق والدین كسب می گردد؛ آگاهی از مشكلات محتمل یادگیری نزد سایر افراد خانواده به منظور رسیدن به صفات ارثی در صورت وجود، سوابق پیش تولد كودك، وضعیت تولد، دوره ی شیرخوارگی، سنین كودك در گذاره های مهم زندگی همچون نشستن، راه رفتن،كنترل مدفوع، زبان گشودن، و سوابق بهداشتی كودك شامل بیماری ها (به ویژه آن نوع از بیماری ها كه با تب شدید توام بوده اند) و حوادثی از این قبیل و اطلاعات اضافی نظیر سابقه مدرسه رفتن كه از طریق والدین، پرونده تحصیلی، كاركنان مدرسه شامل آموزگاران، مربیان بهداشت و مشاوران راهنمایی بدست می آید.
این روش نیازمند به مصاحبه ی ماهرانه در نیل به حداكثر داده های مفید می باشد. مصاحبه گر باید احساس اعتماد متقابلی را در ارتباط با طرف مصاحبه بوجود آورد. وی باید مطمئن شود كه نه تنها والدین را با سوالات خود ناراحت نمی كند بلكه ، نمی خواهد با ایجاد سوءظن آن ها را در مقابل خود وادار به جبهه گیری كند. وضع كلی رفتار مصاحبه گر باید روح همكاری و پذیرش را در طرف مقابل بدمد. همچنین باید نسبت به مشكلات آنان همدلی نشان دهد. وی در این رابطه برای حسن انجام كار تا حدودی باید هدفمندی كار خود را حفظ كرده و درگیر روابط عاطفی و انفعال نشود.
هر گاه بخواهیم نتیجه ی مصاحبه در امر تشخیص كاملا مفید واقع گردد، باید وقت خود را با سوالات عادی تلف نكنیم، می توانیم حتی از خلال پرسش هایی كه خود پاسخگو مطرح یم كند، اطلاعات و نقطه نظرات فراوانی بدست آوریم. مصاحبه گر ماهر این توان را داراست كه با نرم زبانی و مصاحبه ای در حد گفتگوی عادی و تمامی اطلاعات مورد نیاز خود را در یك مطالعه موردی فراهم آورد. بدیهی است داده ها و برداشت هایی كه از این طریق بدست می آید با اطلاعات حاصله از مشاهده بالینی و روش های آزمون رسمی تلفیق می شوند.
بسیاری از مدارس و كودكستان ها، مصاحبه ها و پرسش نامه های كشافی طرح ریزی كرده و در بدو ورود كودك به كودكستان و مدرسه در مورد اولیا اطفال به مورد اجرا می گذارند. سوالات به گونه ای تهیه می شود كه بتوان كودكان درگیر در مشكل یادگیری را كشف كرد. امید است كه انجام چنین وظایف خطیری راهگشای تدوین و تدارك طرح هایی باشد كه سرانجام در زمینه ی پیشگیری ناتوانی های یادگیری مثمر ثمر قرار گیرد.
در زیر تعدادی از این نوع سوالات تشخیصی كه ممكن است در چنین مصاحبه هایی مورد استفاده قرار گیرد آورده می شود:
الف) پرسش هایی در زمینه بهداشت:
- سن كودك به سال و به ماه چقدر است؟
- آیا در زندگی او مساله ای غیرعادی وجود دارد؟
- به طور كلی وضع جسمانی او چگونه است؟
- آیا او دوره های بیماری و سابقه بستری شدن داشته است؟
- آیا هرگز مظنون شده اید كه چشم كودك شما ضعیف است. اگر آزمایش بینایی داشته ، نتیجه آن چه بوده است؟
- آیا هرگز ظنین شده اید كه فرزند شما ضعف شنوایی دارد؟ اگر وی آزمایش شنوایی داشته نتیجه ی آن چه بوده است؟
ب) پرسش هایی در زمینه ی رشد:
- در چه سنینی كودك شما نشسته ، خزیده و راه رفته است؟
- كودك شما در چه سنی لب به سخن گشوده است؟
- كودك شما در چه سنی كاربرد جلمه را آغاز كرده است؟
ج) پرسش هایی در فعالیت های شخصی:
- آیا كودك می توند مداد، مداد رنگی و قیچی را به كار ببرد؟ می تواند سوار دوچرخه بشود و می تواند نام خود را بنویسد؟
- آیا كودك ابتلائات عصبی خاصی نظیر شب ادراری، ترس های غیرعادی، حالات شدید افسردگی، اضطراب، و كج خلقی یا پرخاشگری دارد؟
- آیا او حالت بیقراری دارد؟
- آیا كودك می تواند زبان را هوشمندانه برای بیان خود بكار گیرد؟
- آیا او به گوش دادن داستان ها علاقمند است؟
- وقت خود را در خانه چگونه صرف می كند؟
فرم های مختلفی برای پیشینه كاوی از طریق مصاحبه طراحی شده است. برخی از آن ها كامل و بسیار طولانی هستند. و اطلاعات مربوط به مقولات مختلفی را بدست می دهند. كار در این زمینه تا اندازه ای شبیه تفتیش است، تشخیص گر باید اطلاعات لازم برای تحلیل شكست فراگیری كودك را بدست آورده و از این راه روش مناسب درمان وی را طرح ریزی كند. البته در همه موارد ممكن است به تمام اطلاعات خواسته شده در فرم نیازی نباشد. تذكر این نكته هم ضروری است،كه به نظر می رسد اطلاعات بدست آمده از پیشینه كاوی، برای كسانی كه در شیو های ارزشیابی خود از شیوه های رفتاری حاصل از تئوری های اسكینر (۱۹۸۵) و دیگران استفاده می كنند چندان اهمیتی نداشته باشد. چرا كه ارزشیابی از دیدگاه رفتاری بر پایه حوادث دوران زندگی كودك صورت نمی گیرد، بلكه اساس آن عملكرد كنونی كودك و علائم شكست در یادگیری اوست.
فرم های پیشینه كاوی به طور كلی شامل پرسش هایی در مقوله های زیرین است:
۱- اطلاعات مربوط به هویت شخصی:
كودك: نام ، نشانی، تاریخ تولد، مدرسه ، كلاس.
والدین: نام و شغل پدر، نام و شغل مادر، شماره تلفن.
خانواده: نام خواهران و برادران و سن آن ها، سایر افراد خانواده
كلینیك: تاریخ مصاحبه،محل مراجعه، نام آزمایشگر.
۲- سوابق ولادت:
- دوره بارداری: مدت بارداری، وضعیت مادر، موارد غیرعادی
- وضع تولد:زایمان طبیعی یا زودرس، مدت زمان زایمان، وزن به هنگام تولد، شرایط غیر عادی.
- اوضاع پس از تولد.
۳- اطلاعات جسمی و رشدی:
- سابقه بهداشتی: حوادث، تب های شدید، سایر بیماری ها.
- بهداشت كنونی: عادات خوردن و خوابیدن، سطح توان و فعالیت .
- سوابق رشد: سن نشستن، راه رفتن، اولین واژه، اولین جمله ، مشكلات زبان، مشكلات حركتی.
۴- عوامل اجتماعی و فردی:
- دوستان
- روابط خواهران و برادران
- سرگرمی ها، علائق، فعالیت های تفریحی
- خانه و برخورد های والدین
- پذیرش مسئولیت ها
- نگرش نسبت به مساله یادگیری
۵- عوامل تربیتی:
- تجارب مدرسه: سنوات ترك تحصیل یا مردودی ، تغییر مدرسه، تغییر معلمان.
- تربیت پیش از دبستان: كودكسان ، پرورشگاه
- كمك های خاصی كه قبلا دریافت داشته.
- گزارش های معلمان.
- نگرش كودك نسبت به مدرسه.
هیچ كدام از فرم های پیشینه كاوی، بدون تجدیدنظر و اصلاح قابل استفاده در تمامی كلینیك ها و محیط های تربیتی نخواهد بود. هر مركز تشخیصی باید براساس ضرورت ها و در پاسخ به نیازهای خود اطلاعات دلخواه خود را از طریق تدارك فرم ویژه فراهم آورد.
مشاهده ی بالینی
اغلب صفات كودك به صورت ناقص از طریق وسائل آزمون میزان شده و نیز مصاحبه تعیین می شوند. تشخیص گر ماهر می تواند بسیاری از این خصایص را با مشاهده هوشیارانه رفتار كودك و از طریق كاربرد استادانه آزمون های غیر رسمی كشف نماید. به علاوه، آزمون های غیر رسمی و مشاهدات رفتار فرصتی برای غنی تر ساختن یافته های دو زمینه تشخیصی فراهم می سازد. برای مثال، مشاهده گر دقیق می تواند تشخیص دهد رفتار كودكی كه به نظر می رسد كر است تا چه اندازه با ویژگی های كودكانی كه واقعا كر هستند منطبق است. و همین طور نسبت به كودكانی كه مشكلاتی نظیر دیرآموزی گویایی، اختلال عاطفی، یا عقب ماندگی ذهنی دارند این مورد صادق است.
مثال دیگر، دانش آموزی است كه مشكل او بدخوانی تشخیص داده شده بود. یك روز ضمن صحبت با دوستش كلماتی بر زبان راند كه تلفظ اغلب آن ها غلط بود. یكی از مربیان مدرسه كه با مشاهده دورادرو رفتار وی در پی كشف علل مشكل وی بود به این نتیجه رسید كه امكان دارد هجی غلط او مربوط به نقص در آمایش شنودی باشد. پس از این كه از وی یك آزمون رسمی تمییز شنواتی بعمل آمد، عملكرد ضعیف وی بر این گمانه مهر تایید زد.
یك ارزیابی از كل سازگاری فردی را می توان با استفاده از فن مشاهده بعمل آورد. در آزمون مربوط به موقعیت، آزمایشگر – به عنوان مثال – با این صحنه ها مواجه می شود: وقتی سوالات مشكل می شود فرد الف كاملا دست از كار می كشد و به سادگی با هر نوع مطلبی كه به دهنش می رسد جای پاسخ ها را پر می كند، فرد ب شدیدا مضطرب و دست پاچه شده و از ادامه كار منصرف می شود، و فرد C فكرش كار نمی كند، اما از نوشتن پاسخ غلط می ترسد و مدت ها با یك سوال كلنجار می رود تا وقت امتحان به اتمام می رسد. در خلال چنین مشاهداتی، پرسش هایی از این قبیل باید به عمل آید: كودك در برابر افراد و موقعیت های جدید چه می كند؟ نگرش او نسبت به مشكل یادگیری خودش چگونه است؟ آیا مشكل درسی وی با جنبه های دیگر زندگی او تداخل دارد؟ آیا تاب و توان او ته می كشد؟ احساس او درباره ی خودش چگونه است؟ آیا به چیزی علاقه دارد یا نگرش او بی تفاوت است؟
هماهنگی حركتی و رشد كودك را دست كم می توان به صورت ناقص با مشاهده حركات و طرز راه رفتن او ارزیابی كرد. او چگونه اقدام به كار نوشتن می كند؟ آیا تمام بدنش را در طول نوشتن كنترل می كند؟ تظاهرات كلی او به هنگام نوشتن چیست؟ مداد را چگونه در دست می گیرد؟ آیا در طول كلاس بی قرار بوده و درگیر حركات مداوم است؟
هر كسی می تواند به طور غیر رسمی كاربرد زبان را نزد خود تشخیص دهد. آیا شواهدی از تلفظ كلمات در دوره طفولیت در دست دارد؟ آیا در پیدا كردن كلماتی كه می خواهد به كار برد دچار اشكال می شود؟ آیا متناسب با سن خود از گنجینه لغات كافی برخوردار است؟ آیا بدون اشكال حرف می زند یا با وقفه و سكته، و یا شاید ورّاج است؟ آیا جملات كاملی به كار می برد یا از كلمات تنها و عبارت های نیمه تمام و كوتاه استفاده می كند؟ آیا توالی اصوات در كلمات او صحیح است؟ آیا در دستور و تركیب جمله مرتكب اشتباهات عمده می شود؟
بازی ها، وسائل سرگرمی و فعالیت های متداول نیز برای تشخیص گرچه از لحاظ تهیه یك گزارش از كودك و چه از جهت كمك به مشاهدات بالینی غیر رسمی بسیار مفیدند. مواد مختلفی كه به صورت اسباب بازی یا به صورت بازی ها در اختیار كودك قرار داده می شود می تواند اطلاعاتی در باره ی كارآئی و نوع عملكرد او به ما بدهد. مثلا، توانایی كودك در بستن زیپ، بستن بند كفش، بستن دگمه لباس، و یا قفل كردن در، نشانه هایی از هماهنگی اعمال حركتی ظریف، و روابط چشم و دست او در اختیار می گذارد. بازی های صوتی نیز می تواند سرنخی از مهارت های شنوایی كودك را به دست دهد.
مفهوم »مشاهده» نزد آن ها كه در آموزش كودكان ناتوان در یادگیری از شیوه های رفتاری استفاده می كنند، معنای كاملا ویژه ای می یابد، چرا كه در چنین شیوه هایی غرض از مشاهده بدست آوردن اطلاعات و داده های كمی است و به بدین منظور از تكنیك های مشاهده مستقیم و مشاهده هدایت شده استفاده می شود تا بتوان رفتار كودك را طی یك زمان طولانی اندازه گیری كرد و با تعیین خط اساسی رفتار اصلی وی حوادثی را نیز كه در اصلاح و تغییر شكل آن موثرند، كشف و اندازه گیری كرد. یافته ها و اطلاعات این قبیل مشاهدات مفصل و كمی، اساس برنامه ریزی آموزشی برای هدف های مشخص رفتاری در زمینه خواندن، سخن گفتن و حساب كردن است.
EMAM ALI: Oh man you are always changing every moment of flash of light.Think twice,what have you heard, said and done?if two days of yours are the same you decay.If water stays still it becomes lagoon,that is , lagoon is dead